نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

44

كاشف الأسرار ( فارسى )

مقصود آنكه « 1 » طالب آنست كه روى از غير مطلوب بگرداند و سه طلاق بر گوشهء چادر دنيا و عقبى دهد ، « 2 » و اگر هزار بار به گوش سرّ او رسد كه اى مردود ، بازگرد ! دامن معبود خود از دست ندهد . بيت : دلا گر عاشق « 4 » عشقى ز دون خود « 5 » تبرّا كن * چو مردان لا ابالى شو بعشق اندر تولّا كن عجب كاريست آن « 6 » حضرت اگر خواهى كه دريابى * ز دنيا پاى بيرون نِه هم از عقبى تبرّا كن « 7 » ( 76 ) امّا باز آمديم به‌آنكه مىگوئيم : تا سالك از آن عقبات دوزخ نفسانى عبور « 8 » نكند ، بدان درجات بهشت روحانى نرسد ، و تا بدان درجات بهشت روحانى نرسد ، از دركات دوزخ ظلمانى خلاص نيابد و تا « 9 » بدرجات بهشت جاودانى نرسد ، و نام وى در مقام بندگان ثبت نيفتد ، « 10 » و در خصوصيّت اضافت « يا عِبادِ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ » « 11 » راه نيابد . امّا چون پاى از عقبات دوزخ نفسانى تمام بيرون نهاد ، بدرجات بهشت روحانى رسد و از هفت دركهء دوزخ ظلمانى خلاص يابد « 13 » [ و ] وى را در « 14 » هفت درجه از درجات بهشت جاودانى عبور دهند ، برآن تقدير كه شرح طبقات زمين بشريّت و آسمان روحانيّت گفته آمده است ؛ و هر طبقهء را از آن طبقات زمين انسانى و طبقات « 16 » آسمان روحانى قبيحهء و صالحهء تقدير كرده ، و مشابه هر قبيحهء و صالحهء دركهء ، كه آن « 17 » مانع درجهء رفيعه باشد ، اشارت افتاده . پس هر طبقهء از طبقات

--> ( 1 ) - آنكه L : - N - - ( 2 ) - دهد L : نهد N - - ( 4 ) - عاشق L : طالب N - - ( 5 ) - خود L : حق N - - ( 6 ) - آن L : اين N - - ( 7 ) ( 4 الى 7 ) - بحر هزج - - ( 8 ) - اما L : - N - - آن L : - N - - ( 9 ) ( 9 ، 10 ) - نكند بدان . . . نيابد و تا L : نكند - N - - ( 10 ) ( 10 ، 11 ) - و نام وى . . . نيفتد و N : - L - - ( 11 ) ( 11 ، 12 ) - سورهء 43 ( الزخرف ) آيهء 68 - - ( 13 ) - نهاد L : نهد N - - رسد و N : رسد - L - - ( 14 ) - در L : بر N - - ( 16 ) - طبقات L : - N - - ( 17 ) - كه آن L : كه از آن N